
درخت به ، رویش گلبرگ ها..
نم نم باران شد از گوهر ابر ها..
باد وزیدن گرفت ، بید ره رقص ها..
چلچله آواز کرد در پهنه ی دشت ها..
جویباران عزم کرده سوی رود ها..
باغ پر از گل نمود،معجزه ی رنگ ها..
مطرب به وقت بهار شاد کند نغمه ها..
مرغک نالان سحر برده ز یاد غصه ها..
ترنم شبنم صبح در خلقت برگ ها..
هوش ز سر می برد منظره ی کوه ها..
رسیده به لطف خدا ، پس از ماه ها..
هدیه ی گردش روزگار،بهترین فصل ها..
بهار یک هزار و سیصد و نود و دو خورشیدی
(آقای خاص)
پ.ن:عکس از درخت به حیاط کوچک مکانی ست که من در آن دمی می آسایم و در تنهایی های خویش غلت میزنم..
عکس :از mr. khas